راز بین من او

مسیر درست زندگی

خطر در کمین مؤمنان!

در جلسات قبل آموختیم که اباالحسن «علیه‌السلام» از ابتلای شیعیان به خُلق‌های شمرده شده در نامه به خداوند پناه می‌برد، چرا که این خُلق‌ها را وسیله‌ای برای حذف روح ایمان از شیعیان و خروج آنها از دایره ولایت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» می‌داند.

 

برای یک انسان حقیقی، خروج از دایره ولایت پدر و مادر زمینی نیز دردآور و غیرقابل تحمل است، چه رسد به آنکه چنین کلام سنگینی را از زبان پدر آسمانی‌اش بشنود.

 

باید دائماً به مرکز قدرت و امنیت «الله» پناه برد، چرا که آفاتِ بی‌شماری در مسیر حرکت به سوی الله، انسان‌ها را تهدید می‌کنند که البته این آفات در آخرالزمان بیشتر و خطرناک‌تر می‌باشند، به طوری که در روایات آمده است که شیاطین در آخرالزمان، با تمام قدرت و توان خود به میدان می‌آیند تا مانع حرکت مؤمنین به سمت رفع موانع ظهور و رسیدن به آغوش امام و پدر حقیقی‌شان گردند.

 

حقیقتِ دشمنیِ شیطان و استعاذه انسان به الله

امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: من در هنگام نزول وحی بر پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» صدای نعره شیطان را می‌شنیدم. «حقیقت وحی» که همان هدایت انسانهاست، در هر جایی از عالم که اتفاق بیفتد، به نعره شیطان منجر می‌گردد.

 

امیرالمؤمنین این نعره را در هنگام نزول وحی بر پیامبر می‌شنیدند که این بعثت یک بعثت جمعی بود. اما حقیقت مسأله این است که شیطان از هر بعثتِ شخصی، که برای هر انسان اتفاق می‌افتد نیز، به نعره در می‌آید.

 

هرگاه انقلابی در درون کسی اتفاق می‌افتد و او یک گام در مسیر ایمان به جلو پیش می‌رود، شیطان با تمام وجودش تلاش می‌کند تا او را از ادامه مسیر باز دارد و اگر در این امر موفق نشود، نعره او به آسمان بلند خواهد شد.

 

در شناخت ریاضیات روح، این تحولات، امری کاملاً حقیقی است. هرگاه انسانی تصمیم به آشتی با الله و خانواده آسمانی‌اش می‌گیرد، شیاطین جن و انسان‌هایی که قرآن از آنان به شیاطین انس یاد می‌کند، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا با تولید انواع وسوسه‌ها و افکار منفی، مانع موفقیت او در این تصمیم گردند.

 

به آیه۱۶ و ۱۷از سوره اعراف توجه کنید:

«...لأقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لآتینّهم مِن بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم...»

قرآن، این قانونِ شیطان را به عنوان یک قاعده کلی و سنت تغییرناپذیر برای ما تصریح می‌فرماید:

اگر کسی در مسیر صراط مستقیم، شروع به حرکت نماید، حتماً شیطان به یکی از چهار روش زیر به او حمله خواهد کرد:

۱- حمله از عقب: یادآوری کدورت‌ها، گناهان و شکست‌های گذشته به جهت غمگین نمودن قلب انسان و ممانعت از حرکت صحیح او در مسیر الله است.

۲- حمله از راست: تولید اضطراب و نگرانی از آینده

۳- حمله از چپ: ایجاد وسوسه برای انجام گناه

۴- حمله از راست: خودشیفتگی‌ها و خودبرتربینی‌های مقدس، آلوده دیدن دیگران و ...

 

یک مؤمن زیرک کسی است که ثابت می‌کند در لابه‌لای تمام این حملات، نگاهش به خداست، به او اعتماد دارد و وسوسه‌های شیطان قادر به ایجاد ترس و تزلزل در قلب او نیست. کسی که شیطان را جدی گرفته و با وسوسه‌هایش دائماً شکست می‌خورد، یعنی اساساً به الله اعتمادی نداشته و قدرت او را به رسمیت نشناخته است.

 

تمام حملات شیطان، درست مانند یک ویروس عمل می‌کنند، و روح ما با هر مقاومت در برابر این ویروس قدرت بیشتری به دست می‌آورد. بنابراین هر حمله شیطان، فرصتی است برای ما، تا از شر او به آغوش معشوقمان پناه برده و چونان کودکی که به آغوش مادر می‌گریزد، پناهندگی به آغوش معبود را بیاموزیم.

 

بدون حملات شیطان، انسانها به غفلت مبتلا شده و به ضعف خواهند گرایید.

نفس انسانی که دائماً با هر ضربه شیطان، به آغوش الله گریخته و خود را از گزندش مصون می‌دارد، روز به روز قدرتمندتر شده و رشد می‌کند. اما روح کسی که با هر حمله شکست خورده و شیطان را به اهدافش می‌رساند، روز به روز ضعیف‌تر، ناآرام‌تر و محزون‌تر می‌گردد.

 

یک مؤمن حقیقی، شیطان را دشمن حقیقی خود دانسته و دائماً در حال مراقبت از نفس خود در برابر حملاتِ او بوده و به وسیله حصار محکم استعاذه خود را از شرّ این دشمن خارجی در امان می‌دارد؛

«إنّ الشّیطان لکم عدوّ، فاتّخذوه عدوّا... » (سوره فاطر آیه ۶) ترجمه: همانا شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید.

اساسِ حملات شیطان، جز برای تقویت روح استعاذه در انسان و تحکیم رابطه عاشقانه او با الله نمی‌باشد.

 

در اکتشافات پروفسور ایموتو آموختیم که مولکهای آب در مجاورت نام الله و مظاهر او به زیباترین و بهترین شکل هندسی خود تغییر شکل می‌دهند. می‌دانیم که ۷۰ درصد وزن بدن انسان را نیز مولکولهای آب تشکیل می‌دهند. بنابراین می‌توان به راحتی میزان تأثیر یاد الله و یا تسلیم در برابر شیطان را در سازندگی و زیبایی نفس ادراک کرد.

 

تمام دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، بوییدنی‌ها، عطرها، نواها و ارتباطات گوناگون از عوامل مؤثر و سازنده نفس می‌باشند.

تمام دوستان، همکاران و فضاهای رفت و آمدِ انسان بر نفس تأثیرگذارند، به طوری که انسانهای بهشتی، قادر به القاء تأثیرات مثبت در دیگران و رشد آنان می‌باشند.

 

انواع حمله‌های جلو، عقب، راست و چپ شیطان، همگی در ساختار نفس کاملاً مؤثرند. لذا یک انسان زیرک، دائماً از وسوسه‌های شیطان به الله پناه برده و خود را در آغوش او به امنیت می‌رساند:

«ربِّ أعوذ بک من همزات الشیاطین و اعوذ بک ربّ أن یحضرون» (سوره مؤمنون آیه۹۷ و ۹۸)

باید از افکار آزاردهنده، افکار حسادت زا و کینه‌آلود، نگاههای بدبین و خودبرتربین و ... به آغوش الله پناه برد.

 

مادرانی که از شیره جان خود، کودکانشان را سیراب می‌کنند، هوشیار باشند که هر گونه افکار منفی، بدبینی‌ها، عصبانیت‌ها، کینه‌ها و ... کاملاً در ترکیب شیر مادر مؤثر بوده و عیناً به فرزندشان منتقل می‌شود و این عظیم‌ترین ظلمی است که یک مادر به فرزند خود روا می‌دارد. تفاوتی است از عرش تا فرش میان چنین مادری با کسی که با یاد الله آرام گرفته و با وضو و ذکر خداوند، فرزندش را سیراب می‌کند.

 

آغاز هر کاری با «بسم الله الرحمن الرحیم» و پایان آن با «الحمدلله» سبب حذف جنبه‌های جهنمی آن عمل و افزایش و نورانیت وجود انسان می‌گردد (بخصوص در هنگام صرف غذا).

 

خداوند که تنها سازنده انسان است، بر تمام اموری که بر نفس انسان تأثیرات منفی وارد می‌نماید آگاه بوده و آنها را در قالب حرام‌ها و مکروهات برای ما شرح داده است.

 

خوب است بدانیم که نفس انسانهای بدبین، حساس، بخیل، حسود، خودخواه، بدجنس، کینه‌توز و ... حتی در ارتباطات کوتاه و گذران نیز بر نفس دیگران تأثیرگذار است. بنابراین باید کاملاً هوشیار باشیم در هنگام ارتباط با چنین انسانهایی به خداوند پناه برده و آن ارتباط را با استعاذه و بسم الله آغاز نماییم. برای حضور در محافلی که چنین انسانهایی حضور دارند. باید صدقه پرداخته و از خداوند مدد بطلبیم. صدقه‌های صبح و صدقه‌های شب هر کدام در دفع بلاهای متعدد و متفاوت بسیار بسیار مؤثرند.

 

فراموش نکنیم که شیطان در کمینِ لحظاتِ خلوت و تمرکز ما نشسته است تا آنها را با انوع وسوسه‌ها و افکار آلوده به لجن بکشاند. قبل از تلاوت قرآن، قبل از هر خلوت و هم‌آغوشی، قبل از هر ذکر و یادی، با پرداخت صدقه و استعاذه به الله خود را از شرّ شیطان و حملاتش در امان بداریم. هرگز خود را از شر شیطان دور ندانیم چرا که قرآن کریم، تصریح می‌کند که شیاطین حتی در هنگام نزول وحی نیز، سعی در ایجاد اخلال و تولید افکار گوناگون داشته‌اند.

 

بنابراین می‌توان به آسانی دریافت که ماجرای نعره شیطان در هنگام نزول وحی، لحظه به لحظه در حال تکرار است.

درست در زمانی که تصمیم می‌گیرید با خداوند آشتی کنید، بر تکرار گناهی خط بکشید، رشد کرده و در مسیر صراط مستقیم حرکت کنید، در حقیقت در نفس خود در حال مبعوث شدن هستید، در اینصورت شیطان به نعره درآمده و سریعاً با تولید وسوسه‌های گوناگون سعی در ممانعت شما از ادامه مسیر دارد. اما فراموش نکنید که جدی گرفتن این وسوسه‌ها و تسلیم شدن در برابر آنها، در حقیقت نادیده گرفتن پشتیبان و یاوری به عظمت الله است.

 

باید به «عشق الله»، به نبرد شیطان برویم. بدون عشق هرگز انسان به باطن انسانی نخواهد رسید، یعنی دائماً با بخش حیوانی خود دینداری می‌کند، او هرگز از سجاده، سحر، رفاقت با غیب، تلاوت قرآن و هم‌آغوشی با الله لذت نخواهد برد. بالعکس کسی که به باطن انسانی رسیده و به عشقِ الله دینداری می‌کند، دائماً به دنبال شکارِ نگاهِ آسمان است لذا برای او بی‌مهری‌ها و بی‌توجهی‌های دیگران هیچ اهمیتی ندارد.

 

تنها یک عاشق حقیقی است که دائماً به دنبال راهی می‌گردد که در نگاه محبوبش جلوه کند. او تنها کسی است که با شنیدن این آیه به وجد می‌آید:

«قل إن کنتم تحبّون الله، فاتّبعونی، یحببکم الله ....» (سوره آل عمران آیه ۳۱)

خداوند به پیامبرش پیغام می‌دهد که به بندگانش اعلام کند که اگر پروردگارتان را دوست دارید، از من پیروی کنید تا محبوبِ خدا شوید.

 

اساساً قیمت انسان به الگویی است که از آن پیروی می‌کند. پیروی از الگویی که خداوند معرفی نموده است نه تنها انسان را به دنبال جلب توجه خدا می‌کشاند، بلکه با چنین حرکتی خودش محبوب خدا شده و دیگر اِله حقیقی‌اش رهایش نمی‌کند. چنین کسی اگر دچار ضعف نیز شود، تمام آسمان به مدد او می‌شتابند تا بالاخره به سلامت او را به مقصد برسانند.

 

کسی که استعاذه را باور دارد، به این یقین رسیده است که مسیر عشق، پر از وسوسه‌های گوناگون است، پُراست از انسان‌هایی که مظاهر شیطان‌اند و تنها به واسطه پناهنده شدن به خدا، می‌توان با آنان ارتباط برقرار نمود تا از گزند آلودگی‌های نفسشان در امان ماند. فراموش نکنیم که حتی عزیزان ما نیز می‌توانند مظاهر شیطان بوده و موجبات دوری ما از الله را فراهم سازند.

 

برای یک حرکت موفق به سوی الله، اول باید مراقب باشیم که خودمان جزو آن دسته‌ای از انسانها قرار نگیریم که دیگران برای ارتباط با ما به الله پناه می‌برند. آنان که سرشار از آتش‌اند (حسادت، عصبانیت، زودرنجی، خودخواهی، رقابت‌طلبی، کینه‌توزی و ... ) و این آتش را به دیگران نیز منتقل می‌کنند.

 

هوشیار باشیم که اگر جهنمی در وجودمان هست، خاموشش کنیم تا دیگران از شرّ نفسمان در امان بمانند.

در مرحله بعد باید برای ارتباط با انسانهایی که در آتش نفس خود غوطه‌ می‌خورند، به الله پناه بریم و بدون استعاذه هرگز به محدوده ارتباط با آنان وارد نشویم. گاه حضور در یک جشن عروسی، تماشای یک فیلم، یک ارتباط اشتباه، یک مهمانی آلوده و ... می‌تواند بر ده‌ها سال از عبادات انسان خط بطلان بکشد.

باید از شرّ شیاطین انس و جن، به الله پناه برده و از خانواده آسمانی‌مان، کمک بگیریم.

 

والحمدلله رب العالمین


برچسب‌ها: استاد شجاعی, محمد شجاعی, نبرد با شیطان, استاد, شجاعی

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت18:48توسط ali | |

خانواده آسمانی

 

خودسازی مهم‌ترین رسالت انسان

اگر انسان بخواهد دنیای شاد و آرامی داشته باشد، وفاتش برایش مبارک باشد و هنگام ورود به فضای آخرت با خوشحالی وارد شود و یک آسایش ابدی را به‌دست آورد، باید اخلاق‌های بد را در درون خود درمان کند. هیچ عبادتی بالاتر از این نیست که انسان رذایل خود را اصلاح کند.

 

هرقدر انسان خلقیات زشت را از خود دور کند، درونش نورانی‌تر شده و اعمال صالح در وجودش بیشتر اثر می‌گذارد.

خودسازی اولویت هر کسی در زندگی است. دنیا برای آخرت خلق شده است. مهم‌ترین رسالت ما این است که خود را برای حیات جاودانه آماده کنیم. کسی که به خودسازی اهمیت نمی‌دهد و وقت خود را صرف کارهایی می‌کند که هدف از خلقت او را تحقق نمی‌بخشد، خسارت دیده است.

 

هیچ چیز در دنیا وجود ندارد برای این‌که ما معصیت کنیم. در قرآن کریم فرشته‌ها در جواب افرادی که می‌گویند ما در دنیا نتوانستیم به وظایف دینی و مذهبی خود عمل کنیم، می‌گویند: آیا زمین خدا آن‌قدر وسیع نبود که شما هجرت کنید؟ شما حق نداشتید در آن محیط زندگی کنید. دلبستگی شما به آن محیط نسبت به دلبستگی شما به خانواده آسمانی و محیط‌های فطری بیشتر بود؟ این افراد از حالت انسانی خارج شده‌اند.

 

قیمت حقیقی انسان

قرآن می‌فرماید: حداقل جایگاه شما، بهشت است. به گونه‌ای به زندگی اکتفا کنید و آرزوها و میل‌هایتان را کنترل کنید که بتوانید دینتان را حفظ کنید و هنگامی که مرگ فرا رسید آماده رفتن باشید. اگر در زدودن رذایل انسان، کاری مزاحمت ایجاد کند باید حتما آن را ترک کنید.

حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمودند: حق ندارید با یک جلیس نامتناسب ازدواج کنید.

هیچ چیز ارزش این‌که بخواهیم واجباتمان را کنار بگذاریم و جهنمی شویم را ندارد. کسی که برای خودش اعتبار قائل است، هیچ وقت حاضر نیست قیمت خود را پایین بیاورد.

در ارتباط با خانواده آسمانی، انسان هرجا هست باید نوع ارتباطش طوری باشد که از غیب جدا نشود. چون به زودی با وفات به آن‌ها ملحق می‌شود.

قرآن در قیامت شکایت می‌کند که خدایا این بنده در دنیا مرا ضایع کرد، تو هم ضایعش کن.

چرا باید سبک زندگیمان را طوری تنظیم کنیم که به قرآن خواندن نرسیم؟ اگر با برنامه‌ریزی پیش برویم حتما به شادی و آرامش می‌رسیم.

چه فایده که به موفقیت‌های دنیایی برسیم ولی از مسئله جاودانگی خود جا بمانیم!

امام «رحمه الله علیه» به طلبه‌ها می‌فرمودند: دو قدم در اخلاق و تهذیب، یک قدم در علم. مواظب باشید علم زده نشوید و فقط کسب علم را درنظر نگیرید. انسان باید به وظایف خودش در قبال همسر و فرزندانش برسد.

 

وظایف متقابل زن و مرد در خانواده:

۱ ـ تأمین اقتصادی (تهیه عذای حلال و طیب)

۲ ـ تأمین عاطفی (وقتی اهمیت مسائل عاطفی و محبت در خانواده بیشتر از مسائل اقتصادی باشد اعضاء خانواده از همدیگر لذت می‌برند و دیگر در خانواده سر مسائل دنیایی دعوایی پیش نخواهد آمد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله وسلم» فرمودند: «من بکی علی الدنیا دخل النار»: اگر کسی به‌خاطر دست یافتن به نیاز دنیایی به گریه بیفتد، داخل جهنم می‌شود.)

۳ ـ تأمین معنوی (اگر تأمین نشود شما هر موفقیتی داشته باشید شکست است.)

پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: زن مسئول مرد و فرزندانش است، مرد هم مسئول زن و فرزندانش است. هر دو باید در این سه عرصه مراقبت کنند. این اساس برنامه‌ریزی در زندگی است و بقیه مسائل در اولویت‌های بعدی است.

هرکس باید بتواند در مسیر رشد اقتصادی و کسب مقامات، مواظب حلال و حرام‌ها باشد و بداند که نباید به قیمت از دست دادن ابدیت و آخرت صاحب مقامات دنیایی شود. ارزش یک زندگی ساده و معمولی با ثروت آخرتی و ابدی خیلی بالاتر از این است که انسان یک زندگی سطح بالا داشته باشد ولی در ارتباط با الله فقیر باشد.

 

نتیجه‌گیری: انسان هروقت در زندگیش متوجه اشتباهی شد، باید مسیر رفته را برگردد. توبه یعنی همین. اگر مسیرت غلط است برگردی و ادامه ندهی و مسیر درست را انتخاب کنی.

 

مراحل توبه:

«التوبه ندم بالقلب»؛ توبه یعنی قلباً پشیمان شود. «استغفار باللسان»؛ بوسیله زبان از خدا معذرت خواهی کند. «و ترک بالجوارح»؛ ارتباط فیزیکی‌اش را با دوستان ناجور و محیط نامناسب ترک کند و لقمه حرام را از خانواده خود دور کند. «و اضمار أن لا یعود»؛ و این‌که واقعاً نخواهد به آن محیط برگردد و گذشته را جبران ‌کند.

وقتی در مسیر درست باشی اگر بمیری هم خداوند از تو می‌پذیرد. ولی اگر در سبک زندگی غلط بمیری، خیلی خطرناک است. یعنی من می‌خواستم این مسیر را ادامه دهم و این آلودگی‌ها را حفظ کنم. لذا حضرت رضا «علیه‌السلام» فرمودند: زود توبه کنید. «فان رجع»؛ اگر برگشت خدا برایش جبران می‌کند.

خیلی‌ها به‌خاطر شکم به جهنم می‌روند. شهوت‌های علمی و وهمی، قومی و قبیلگی، جنسی و...

«و إلا نزع روح الایمان من قلبه»؛ کنده می‌شود از این شخص روح ایمان از قلبش.

 

دسته‌بندی ابعاد وجودی انسان

انسان جدای از مغز، بخشی در وجودش دارد که قلب است و میوه این قلب روح ایمان است.

۱ ـ بخش حیوانی که بخش جنسی ماست؛ زنانگی، مردانگی و احکام مربوط به این بخش‌ها، ازدواج و تشکیل خانواده، محیط اجتماعی

۲ ـ بخش عقلی؛ درس و علم و یادگیری

۳ ـ بخش فوق عقلانی؛ روحی که مربوط به این بخش است روح ایمان است. ایمان، مخصوص انسان است. ایمان به خودمان، الله، جاودانگی و ابدیتمان.

ایمان به مرگ، سؤال و جواب، برزخ، بهشت و جهنم، قیامت و ...

خداوند در قرآن فرمودند: «یوم لا ینفع مال و لا بنون إلا من أتی الله بقلب سلیم»؛ هیچ چیز در آخرت به‌درد نمی‌خورد مگر قلب سلیم.

 

کسی که سبک زندگی دشمن را بیشتر دوست دارد و عضویت در گروه آدم‌های منحرف برایش بیشتر اهمیت دارد تا عضویت در خانواده آسمانیش، پس با همان‌ها محشور می‌شود و قیامت هم هرجا آن‌ها بروند پیروانشان را هم می‌برند.

 

امام رضا «علیه‌السلام» فرمودند: کسی که توبه نمی‌کند روح ایمان از او گرفته می‌شود. یعنی می‌داند دارد به سمت جهنم می‌رود ولی توبه نمی‌کند.

ایمان یعنی عمل به ارکان.

ممکن است شخص با ایمان هم مرتکب اشتباهی شود و ظلم به نفس خود کند ولی زود توبه می‌کند و برمی‌گردد.

 

روح ایمان غیر از روح بخش حیوانی است. انسان در بخش حیوانی روحی دارد که با آن تمایل به جنس مخالف پیدا کرده و زندگی اجتماعی پیدا می‌کند، به مقام و ریاست و تفریح می‌پردازد. (حیات حیوانی)

 

روح عقلانی، اگر در کسی نباشد علاقه‌ای به مطالعه و کلاس و استاد ندارد. در بخش عقلانی درس خواندن و یاد گرفتن برای شخص لذت‌بخش است. (حیات فرشته‌ای)

جانور فربه شود از راه نوش                                آدمی فربه شود از راه گوش

 

انسان وقتی روح انسانی و ایمانی پیدا کرد، حیات ایمانی دارد. این حیات را فقط تحت تأثیر متخصص معصوم پیدا می‌کند.

«یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم»؛ ای مؤمنین! اطاعت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را به چیزی می‌خوانند و آن چیز به شما حیات می‌دهد. وقتی خدا و رسول را اطاعت نکنید حیات ایمانی ندارید، حیات حیوانی و عقلانی دارید ولی حیات انسانی ندارید. (سوره انفال،۲۹)

 

اگر کسی بخواهد مسیر غلط را طی کند، فرصت بهشتی شدن را ندارد و چون آرامش و شادی مربوط به روح ایمان است.

هرقدر ایمان افزایش پیدا کند، علاقه به همسر افزایش پیدا می‌کند، خوش‌اخلاقی و آرامش بیشتر می‌شود. خداوند سیستم خلقت را این‌چنین خلق کرده است. همه نظام خلقت قاعده دارد و ریاضی خلق شده است.


برچسب‌ها: استاد شجاعی

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ساعت21:26توسط ali | |

 ما عاشق نبودیم. عاشقی علامت دارد.

 سیمای دلباخته، شوریدگی و آشفتگی را داد می زند.
در تب وتاب است. قرار ندارد. بی سر و سامان است. انگشت نما می شود.
 عاشق بی قرار، مادر موسی بود آن هنگام كه به اضطرار، فرزند را به نیل سپرد و نگران و گریان نگریست.
چشم ودل از او برنمی داشت.
«و اصبح فؤاد امّ موسی فارغا...؛ قلب مادر موسی از همه چیز جز یاد او تهی بود و اگر قلب او را محكم نمی كردیم كه از مؤمنان باشد، نزدیك بود ماجرا را برملا كند.» (قصص/10)

ذیل این آیه در تفسیر شریف نمونه نوشته اند:
«نزدیك بود فریاد كشد و راز دل خود را برون افكند. نزدیك بود نعره زند و از جدایی ناله سر دهد.» سزای چنین محبتی همان بود كه حضرت حق فرمود: «فرددناه الی امّه كی تقرّ عینها؛ موسی را به مادرش بازگرداندیم تا روشنی چشم وی باشد.» (قصص/21)


برچسب‌ها: درس های معنوی

::ادامه مطلب::

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت15:3توسط ali | |



ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

 می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت 

دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

 بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت

 تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت...

 مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

 ***

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ساعت11:59توسط ali | |


الهى خودت آگاهى که دریاى دلم را جزر و مد است یا باسط بسطم ده و یا قابض قبضم کن
الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب، یا باسط الیدین بالرحمة خذ بیدى
الهى بسیار کسانى دعوى بندگى کرده اند و دم از ترک دنیا زده اند، تا دنیا بدیشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زده اند این بنده در معرض امتحان درنیامده شرمسار است

بحق خودت

 ثبت قلبى على دینک

+نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت20:25توسط ali | |


دلم به حال دلم سوخت

دارد جان میدهد، محلش نمیکنند ...

نه... نه.....

دارند عاشقترش میکنند...

هیچ میدانی دوری و انتظار وصال عاشقترش می کند ...

اله یگانه من میداند ...

او بیشتر از من خیر من و دلم را میخواهد ...

اما باز دلم برای دلم ....که .....نه ......برای خودم  میسوزد ...

چرا آنقدر که باید عاشق نیستم ؟

چرا ؟.......چرا ؟ ....اله من چرا ؟ ....

چرا عاشق نیستم و باید این فراق عاشقم کند ....

چه کردی ؟.... برگرد و ببین چه کردی ؟..... خودم را میگویم ..چه کردم ؟

به همه اجازه میدهند ، همه را راه میدهند .....

خدا ، یگانه من ، منم....  که راهم نمیدهند منم هم او که میخواهد برای تو باشد از آن تو باشد ....

دستم را بگیر ....

اله یگانه من ، عزیز من ، همه هستی من ، می دانم که میبینی ....

کمکم کن پاک ،  پاک ،  پاک ،  لایق دیدارت شوم ...

برایم دعا کنید 

+نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت20:24توسط ali | |

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ساعت12:29توسط ali | |


ای عشق بیا كه سینه هامان شد چاك
«این النبأالعظیم؟» گشتیم هلاك
چشمی كه تو را ندیده باشد كور است
خون شد دل ما، «متی ترانا و نریك»
..................
آقا تو كه خوب میتوانی ما را
از این همه غربت برهانی ما را
لای كلمات ندبه پنهان شده ایم
تا اینكه بیایی و بخوانی ما را
.................
ای اصل امید! بیمها را دریاب
بابای همه! یتیمها را دریاب
هر چند خدا خودش كریم است آقا!
لطفی كن و یاكریمها را دریاب!
..............
یك روز به یك اشاره بر میگردند
با دامنی از ستاره بر میگردند
روزی كه ورق به نفع حق برگردد
اولاد علی دوباره بر میگردند

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲ساعت22:4توسط ali | |

الله اکبر

22 بهمن آخرین میخ را بر تابوت فتنه گر می زنیم

انقلاب خميني ، حماسه حسيني

برق غضبی که چشم رهبر دارد

گویا که بنای فتح خیبر دارد

دور و بر این دیار پرسه نزنید

این مملکت فاطمه، حیدر دارد

وعده ما در راهپیمایی حماسی 22 بهمن


ر

                    الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                     الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                    الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                    الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر              الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر                    الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر              الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر                                           الله اکبر                                     الله اکبر                                           الله اکبر                                     الله اکبر                                           الله اکبر                                     الله اکبر                                           الله اکبر                                     الله اکبر                           22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر همه ایرانیان مبارک بادانقلاب ما 30 ساله شدورود به دهۀ چهارم انقلاب را تبریک می گوئیم                    الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                     الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                    الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                    الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر              الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر                    الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر              الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر                                           الله اکبر                                     الله اکبر                                           الله اکبر                                     الله اکبر                                           الله اکبر                                     الله اکبر                                           الله اکبر                                     الله اکبر

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ساعت21:12توسط ali | |

قرب خدا، ریشه همه خوبی‌ها

نگاهی به آنچه گذشت

بحث امسال را از این‌جا شروع کردیم که اگر ما بخواهیم در زندگی خویش رفتار صحیحی داشته باشیم و در دفاع از آن رفتار توانا باشیم و شبهاتْ موجب تردید ما نشوند باید سعی کنیم نظام ارزشی خویش را با استدلال محکم درک کنیم. از این رو بحث را از این‌جا شروع کردیم که:

اصولا اساس ارزش‌ها و خوبی‌ها چیست؟ برای این منظور به سراغ بحث هدف خلقت انسان از دیدگاه اسلامی رفتیم؛ چراکه ایده‌آل برای هر چیز این است که به هدفی برسد که برای آن منظور ساخته شده است.

آنچه ما را به رسیدن به آن هدف یاری کند فضلیت است و «خوب» شمرده می‌شود و آنچه ما را از آن هدف دور کند رذیله است و «بد» شمرده می‌شود. نتیجه بحث این شد که انسان برای رسیدن به مقامی آفریده شده که بهترین معرف آن این است که بگوییم:

مقامی نزدیک خداست و چیزی از آن بالاتر فرض نمی‌شود. این مطلب ساده‌ای نیست، بلکه تعلیمی است که فرستادگان الهی به خصوص پیغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین به ما یاد داده‌اند تا بدانیم باید به کدام سمت وسو برویم. چنین هدایتی در هیچ مکتبی مطرح نشده و فقط در مکتب انبیاست.

اصل فضلیت‌ها و آنچه که همه ارزش‌ها از آن ناشی می‌شود تقرب به خداست و راه کلی رسیدن به این مقام هم بندگی خداست و راه دیگری ندارد.


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت11:59توسط ali | |

معرفی شهید برای نابودی دشمنان اسلام

تکاور یگان ویژه صابرین پاسدار شهید محمد منتظر قائم

بیایم چند دقیقه به خاطر شهدا پشت سیستم بشینیم

می دونم با این کار دل رهبرو شاد و چشم دشمنامونو کور می کنیم

پس آخرین نفر این زنجیره نباش و دست به کار شو

معرفی کنید و بخواهید به صورت زنجیره ای ادامه بدن تا شاید کاری کرده باشیم

آدرس وب شهید:www.montazerqaem70.blogfa.com

ان شا الله خود شهید منتظر قائم دستمونو میگیره

اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک


برچسب‌ها: شهید محمد منتظر قائم, شهدای صابرین, درگیری با گروهک پژاک

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت19:1توسط ali | |

ارتباط ولایت و هدف خلقت

طرح مسأله

در جلسات اخیر به این نتیجه رسیدیم که خدای متعال انسان را برای مقامی آفریده است که به خاطر عظمت و عالی بودن آن مقام تنها نامی که می‌توان بر آن گذاشت «مقامی نزدیک به خدا» است

(فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیكٍ مُّقْتَدِرٍ).1 بعد این سؤال را مطرح کردیم که:

برای رسیدن به آن مقام چه باید کرد؟

با استناد به آیات و روایات و اندکی بحث‌های عقلی به این نتیجه رسیدیم که راه کلی رسیدن به قرب الهی «بندگی» است و راه دومی هم ندارد. این هفته  به نظرم رسید که ارتباط قرب و عبادت خدا را با «ولایت» بررسی کنیم به این امید که در پیشگاه اولیای الهی جمله‌ای از آن مورد قبول واقع شود. ابتدا باید ببینیم ولایت به چه معناست تا بتوانیم ارتباط آن را با عبادت بررسی کنیم.


برچسب‌ها: باید بدانیم ایت الله مصباح

::ادامه مطلب::

+نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت16:9توسط ali | |

ارزش‌های مقدمی

مروری بر آنچه گذشت

از بحث‌هایی که در جلسات اخیر داشتیم به این نتایج رسیدیم که

اولا: هدف از آفرینش انسان این است که با رفتار اختیاری خود لیاقت درک عالی‌ترین رحمت‌های الهی را پیدا کند؛ رحمت‌هایی که جز از راه افعال اختیاری قابل دریافت نیستند.

ثانیا: راه کلی رسیدن به این هدف در فرهنگ اسلامی عبادت خداست و حرکتی که بر ضد این حرکت باشد عبادت شیطان خواهد بود.

نکته سومی که در جلسه قبل عرض کردیم این بود که: عبادت دو بخش اساسی دارد:

یک بخش مربوط به رفتارهایی است که مفهوم و مفاد آن این است که خدایا! تو خدایی و من بنده‌ام، مثل نماز، روزه، ... .دسته دوم افعالی است که مفاد اولیه آن‌ها ارتباطاتی است که انسان با مخلوقات دیگر برقرار می‌کند، اما وقتی قصد انسان از انجام این افعال کسب رضای خدا باشد همین افعال عبادت می‌شود.

گاهی ثواب این چنین کارهایی از نماز و روزه هم بیشتر می‌شود.


برچسب‌ها: امام من حضرت سید علی خامنه ای, در س اخلاق مصباح یزدی

::ادامه مطلب::

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۱ساعت17:36توسط ali | |

بندگی خدا؛ راه سعادت انسان

زوایای مختلف هدف خلقت

در جلسات گذشته به این نتیجه رسیدیم که :
 خدای متعال انسان را در این عالم آفرید تا او با فعالیت اختیاری خویش به مقامی برسد که بالاترین رحمت‌های الهی مخصوص آن مقام است.
 در فرهنگ اسلامی نام این مقام «قرب خدا» است.
 از آن‌جا که تحصیل این مقام تدریجی است و باید مرحله به مرحله طی شود، می‌توان گفت:
 خدای متعال انسان را برای تکامل آفرید.

 گاهی واژه تکامل گفته می‌شود اما به دل‌خواه تفسیر می‌شود. باید توجه داشته باشیم که تکامل بدنی و حتی تکامل ذهنی، انسان را مستحق آن فضلیت و رحمت نمی‌کند، مگر به قصد رسیدن به آن مقام باشد.
انسان وقتی به آن مقام می‌رسد بالاترین لذت‌ها و بهجت‌ها را خواهد داشت.
 وقتی خدا نعمت و رحمتی را به انسان می‌دهد که مناسب با وجود اوست، نتیجه آن، لذت، بهجت و ابتهاج خواهد بود.

در فرهنگ ما ثبات لذت «سعادت» نام دارد.

::ادامه مطلب::

+نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ساعت14:52توسط ali | |

لذت قرب

مروری بر آنچه گذشت

در جلسات اخیر این موضوع را مطرح کردیم که انسان برای این‌که بتواند راه صحیح زندگی را بشناسد و قدر عمر خود را بداند باید بفهمد که برای چه هدفی خلق شده و به کجا می‌تواند برسد.

با مروری اجمالی بر آیات قرآن کریم به سه دسته آیات درباره هدف آفرینش برخوردیم.

دسته‌ای از آیات قرآن هدف خلقت انسان را رسیدن به رحمت بی‌پایان الهی می‌دانند که عالی‌ترین مرتبه آن را خدا برای انسان مقدر فرموده است (الا من رحم ربک و لذلک خلقهم).1

دسته دوم آیاتی است که هدف خلقت إنس و جن را در این عالم عبادت خدا می‌داند (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ).2

دسته سوم هم آیاتی است که امتحان را هدف آفرینش انسان در این عالم معرفی می‌کند (الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا).3

آیات دیگری هم که فی‌الجمله در آن‌ها اهدافی بیان شده است در یکی از این سه دسته می‌گنجند.
عرض کردیم که قرآن برای بیان آن رحمتی که مخصوص انسان است تعبیراتی دارد که انسان‌های معمولی نمی‌توانند کنه آن‌ها را درک کنند؛ زیرا همان‌طور که انسان در دوران طفولیت نمی‌تواند بفهمد که وقتی بزرگ شد چه علومی را می‌فهمد و چه لذت‌هایی برای او پیدا می‌شود و اصلا تصوری از آن‌ها ندارد، انسان‌های معمولی هم نسبت به اولیای خدا حکم طفل دو سه ساله را نسبت به جوان‌ها دارند و جز از راه آثار نمی‌توانند به درستی بفهمند که امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه یا سایر ائمه اطهار علیهم‌السلام به چه مقامی رسیده‌اند. اما تعبیراتی که در قرآن به کار رفته است کمک می‌کنند به این‌که ما مفهومی گرچه مبهم از آن مقام داشته باشیم. تعبیر «قرب» تعبیری است که در فرهنگ ما شایع شده است و به آن مقام عالی که انسان می‌تواند به آن برسد اشاره دارد.


برچسب‌ها: حضرت ایت الله مصباح یزدی, درس اخلاق

::ادامه مطلب::

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ساعت22:2توسط ali | |